الملا فتح الله الكاشاني

23

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

من كن تا بدرويشان تصدق كنم پس تيغ بشكست و كمانرا در زير خاك كرد و روى در بيابان نهاد و گفت وَ فِي السَّماءِ رِزْقُكُمْ وَ ما تُوعَدُونَ من نفس خود را ملامت كردم و گفتم اى نفس سالها شد كه تو اين آيه را ميخوانى و متعظ نميشوى اعرابى جلف يك بار شنيده متعظ شد پس من اعرابى را نديدم تا آنزمان كه به حج شدم روزى در طواف بودم از پس پشت من كسى آواز داد چون نگاه كردم آن اعرابى را ديدم كه بواسطهء كثرة طاعة و عبادت ضعيف شده بود و پوست بر استخوان چسبيده و زرد گشته پس بر من سلام كرد و مرا بمقام ابراهيم برد و گفت هم از آن كلام خدا چيزى مرا بشنوان من همان سورهء و الذاريات تلاوة نمودم و چون به اين آيه رسيدم كه وَ فِي السَّماءِ رِزْقُكُمْ گفت يافتم آنچه پروردگار من وعده كرده بود چيزى ديگر از اين كلام ميدانى من خواندم كه فَوَ رَبِّ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقٌّ مِثْلَ ما أَنَّكُمْ تَنْطِقُونَ اعرابى نعره زد و گفت كيست كه خداى را بغضب آورد و كيست كه تصديق قول وى نكند تا سوگند خورد بر حقيقة قول خود پس دو سه بار اين كلام را اعاده كرد و جان به حق تسليم كرد - ابو سعيد خدرى از رسول صلى اللّه عليه و آله و سلّم رواية كرده كه اگر يكى از شما از روزى خود بگريزد روزى او تابع او شود و او را دريابد همچنانكه مرك تابع او مىشود و به او ميرسد از امير المؤمنين عليه السّلام منقولست كه روزى بر دو قسم است يكى آنكه تو طالب اوئى و ديگرى آنكه او طالب تست آنچه تو طالب اوئى احتمال يافتن و نيافتن هر دو دارد و آنچه او طالب تست امكان ندارد كه ترا درنيابد از حضرت رسالة صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مرويستكه اگر توكل كنى همچنانكه حقّ توكل است روزى داده شويد همچنانكه مرغان روزى داده ميشوند به اين وجه كه در صباح از آشيانها بيرون ميروند گرسنه‌اند و شبانگاه كه بازميگردند سيرند و حكم در طلب رزق انتظام عالمست و سبب موانست بنى آدم و چون حق تعالى بيان آيات و تعداد نعمات خود نمود در عقب آن سر رشتهء كلام را بجانب تهديد و تخويف كشيده حكاية ابراهيم و اهلاك قوم لوط مىكند تا اهل ضلالت بوسيلهء آن خايف شده در طريق رشد و هدايت سلوك كنند و مىگويد : . هَلْ أَتاكَ آيا آمد به تو استفهام بجهة تفخيم است و تنبيه بر آنكه اين از وحى ملك علام است نه از سخن محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و مراد از آن خبر است يعنى البته به تو آمده است حَدِيثُ ضَيْفِ إِبْراهِيمَ الْمُكْرَمِينَ سخن مهمانان ابراهيم كه گرامى كرده شده بودند نزد او سبحانه يا نزد ابراهيم كه بنفس نفيس خود بر خدمت ايشان قيام نمود برواية ابن عباس اين مهمانان دوازده فرشته بودند كه بسبب هلاك قوم لوط بر ابراهيم نازلشده بودند و در تبيان گفته كه ايشان چهار فرشته بودند جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و ملكى ديگر كه آن ذرقائيل است يا غير او و نزد بعضى ديگر سه فرشته اول بودند و گويند كه ده بودند